انجمن کوهنوردی دانشگاه شهید بهشتی

جنگل پیمایی
نویسنده : مرتضی صالحی - ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱۳
 

 

 

بسمه تعالی

گزارش برنامه جنگل سنگ چال - بلیران 4-5آذرماه 1389

برنامه شناسایی مسیر روستای سنگ چال به بلیران یا به قول محلی ها بلیرون از داخل جنگل

نفرات: محمد کربلایی، داداشش رضا و من مرتضی صالحی

ساعت 8 صبح از ترمینال شرق با اتوبوس های لنگرود به سمت آمل حرکت نمودیم و حدود ساعت 11 پلیس راه آمل از اتوبوس پیاده شدیم. آژانسی کرایه کرده و حدود 20 کیلومتر به سمت تهران بعد از تاسیسات سد هراز دست چپ جاده وارد مسیر روستای سنگ چال شدیم. از چندین روستای کوچک گذر کردیم تا اینکه در بالای کوه به روستا رسیدیم. جاده از وسط روستا گذر می کرد ادامه دادیم تا اینکه در کنار یک حمام عمومی قدیمی از ماشین پیاده شدیم. از کوچه های سمت چپ بالا رفتیم تا اینکه به امام زاده ای رسیدیم. در آنجا نماز و ناهار اجابت شد. ساعت حدود 13 بود که راه افتادیم. از امامزاده که بیرون آمدیم به سمت چپ، بعد از اتمام دیوار امامزاده دوباره به سمت چپ، بعد از حدود 50 متر به دو راهی جاده شوسه رسیده و باید سمت راست رفت. کمی بالاتر در راه شوسه در سمت چپ راهی انحرافی دیده می شود که باید وارد آن شد که در واقع راه آغاز می شود. کمی جلوتر چند خانه دیده می شود که درب ورودی دارند و باید از آن عبور کرد. بالا می رویم تا اینکه به کلبه ای جنگلی می رسیم. متاسفانه چون GPS نداشتیم و چون جنگل نیز مانند کوه نیست که بشود کروکی دقیق داد پس نمی توانم آماری از مسیر بدهم. به راهمان ادامه دادیم تا اینکه هوا به سمت تاریکی رفت و چ.ن کلبه ای نیافتیم مجبور شدیم شب را در کنار آتش در دل جنگل بخوابیم. صبح بعد از کمی آزمایش و خطا توانستیم رودخانه رو پیدا کنیم و با ادامه دادن مسیر در امتداد رودخانه به راهمان ادامه دادیم تا اینکه حدود ساعت 14 در کنار رودخانه چشمه ای آب معدنی یافتیم و نزدیک 45 دقیقه در این آب دراز کش خوابیدیم و بعد با آب سرد و گوارای رودخانه سر وتن را کاملا شسته و تمیز نمودیم و بعد از خوردن ناهار به سمت ده راه افتادیم. ساعت 17 بود که به ده رسیدیم و آژانسی گرفته و به آمل رفتیم و از آنجا با اتوبوس به تهران برگشتیم که با توجه به ترافیک جاده ساعت 30 دقیقه بامداد از ماشین پیاده شدیم.

مخصوص سهیل دوستم



 
 
گزارش برنامه صعود به قله بند عیش 7/8/89
نویسنده : مرتضی صالحی - ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٥
 

برای دستیابی به قله بند عیش باید وارد دره حصارک شد به همین منظور یا می توان از شهران و یا اینکه از مسیر چهار دیواری (دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات) وارد این دره شد. ما با توجه به موقعیت دانشگاه خودمان از مسیر چهاردیواری از کنار دانشگاه آزاد وارد این دره شدیم. ساعت 8:30 بود، مسیر پاکوب را از سمت راست رودخانه  در پیش گرفتیم. رودخانه بسیار کم آب بود ولی درختان را که نگاه می کردی بسیار شگفت انگیز بود زیرا یکی اصلا برگ نداشت دیگری برگ قرمز یکی دیگر برگ زرد و بعضی از آنها همچنان برگ سبز خود را حفظ کرده بودند که این وضعیت نشانگر فصل رنگها بود. دره را ادامه دادیم تا اینکه به جایی رسیدیم که دره دو قسمت می شد و ما باید سمت چپ را انتخاب می کردیم. جلوتر رفتیم باز دره دو قسمت شد و راه اصلی مسیر سمت چپ بود ولی چون مسیر سمت چپ می رفت و به زیر قله می رسید که باید کمی دست به سنگ می شدیم و چون تیم ما کاملا مبتدی بود از مسیر سمت راست حرکت نمودیم و یال روبرویمان را ادامه دادیم تا اینکه به خط الراس رسیدیم و تیم در آنجا به دو گروه تقسیم شد گروهی که به قله رفتند و گروهی که همانجا ماندند تا گروه اول قله را فتح کنند و برگردند.

حدود ساعت 13 گروه 17 نفری بر فراز قله ایستادند که بعد از گرفتن چند عکس یادگاری مسیر برگشت را پیش گرفتند تا به گروه پایین ملحق شوند. بعد از رسیدن دو گروه به همدیگر کمی پایینتر در کنار چشمه ای برای نماز و ناهار توقف داشتیم. سپس به راهمان ادامه دادیم و ساعت 18:30 بود که سوار ماشین ها شدیم و به سمت خوابگاه حرکت کردیم. لازم به ذکر است که در این برنامه 75 نفر ثبت نامی داشتیم ولی متاسفانه 40 نفر در این برنامه شرکت کرده بودند و برای اولین بار بود که این حرکت از سوی دانشجویان انجام می شد که ما هم دلیلش را نفهمیدیم.




 
 
گزارش برنامه قله مهرچال 30/7/89
نویسنده : مرتضی صالحی - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٥
 

این هفته به مناسبت هفته تربیت بدنی در قسمت پسران صعود به قله مهرچال را اجرا نمودیم. ساعت 6:15 صبح از درب خوابگاه کوی پسران حرکت نمودیم. مسیرمان چمران- مدرس- بابایی- گردنه قوچک- لشگرک- لواسان- اوشان و در نهایت روستای امامه بود. قله مهرچال که جزء قلل البرز مرکزی بوده و دارای ارتفاع 3912 متر از سطح دریا می باشد. این قله با قلل هم هن و پیرزن کلوم در سمت غرب خود و قله آتشکوه در سمت شرق دارای خط الراس می باشد. مسیر دستیابی به این قله بسیار طولانی و کمی گیج کننده می باشد که چنانچه راهنما نداشته باشید نیاز به دقتی مضاعف دارد. بعد از رسیدن به روستای امامه جاده را ادامه دادیم کمی جلوتر دوراهی شد که مسیر ما راه سمت چپ بود. راه را ادامه داده تا اینکه به پلی سیمانی رسیدیم که درست روبروی دره باغ تنگه احداث شده است. دره باغ تنگه ابتدای مسیر دستیابی به سه قله مهرچال، پیرزن کلوم و هم هن می باشد. ساعت 7:30 حرکت آغاز شد، چند ده متری حرکت در بستر رودخانه به سمت چپ کشیده شدیم و بعد از حدود 100 متر باید از رودخانه عبور نموده و به سمت راست می رفتیم. نرسیده به پیچ دره مسیر پاکوب مشخص است و در ابتدا دارای شیبی تند می باشد. در بستر رود که حرکت می کنی قلعه مازیار در سمت چپ وجود دارد و زمانی که در مسیر پاکوب قرار می گیری درست از بالای آن عبور خواهی کرد.

مسیر پاکوب یال اول را تراورس می کند و سپس کمی به ته دره رفته و بعد از دور زدن زدن دره سوار بر یال دوم شده و شیب تند آنرا با مسیری زیگزاگ ادامه داده تا اینکه نرسیده به صخره روبرو که علامت آن تک درخت کاج روئیده در بین این صخره است باید به سمت شرق تغییر مسیر داد و ادامه داد تا به گردنه برسی و بر روی گردنه 2 سنگ چین بزرگ می بینی، به صورت تراورسی جلو رفته که به علت سنگلاخی بودن این منطقه باید دقت نمود که به سمت کف دره حرکت نکنی و همچنان مسیر تراورسی را با یک ارتفاع تقریبا یکسان ادامه داد. بعد از حدود 30 دقیقه به رودخانه خواهی رسید که پر از تخته سنگهای سفید و بزرگ بوده، در این محل از رودخانه عبور کرده سنگها را دور زده و سپس به سمت چپ رود رفتیم، سنگ بزرگی جلومان بود که باید از کنار آن کمی بالا می رفتیم تا دوباره وارد مسیر پاکوب شدیم. کمی جلو رفتیم دره کمی وسیع شد و از آن حالت تنگی درآمد، به سمت راست رودخانه رفتیم و از یال سمت راستمان بالا رفتیم. بر یال که سوار شدیم به پهلوی سمت راست یال رفته و تراورسی ادامه دادیم تا به محلی رسیدیم که دره انشعاب پیدا می کرد. به کف دره رفتیم و یال روبرو را ادامه دادیم تا اینکه بر روی گردنه ایستادیم و روبروی خود آتشکوه و سمت چپ قله مهرچال را به نظاره نشستیم کمی استراحت کردیم و به سمت قله حرکت کردیم. ساعت 13:25 بود که بر فراز قله ایستادیم و بچه ها سرود ای ایران را زمزمه کردند و از آن بلندا دماوند را با تمام هیبتش تماشا نمودند. بعد از گرفتن چند عکس یادگاری مسیر برگشت را در پیش گرفتیم و ساعت 18 بود که سوار مینی بوس شدیم. ساعت 19:30 جلو درب خوابگاه پیاده شدیم و پرونده مهرچال را به خوبی و نیکی بستیم.



 
 
 
نویسنده : مرتضی صالحی - ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٤
 


بسمه تعالی

گزارش برنامه شهرستانک                                 16/7/89

این هفته به مناسبت آغار سال جدید تحصیلی برنامه ای سبک ترتیب دادیم که بتوانیم برنامه های انجمن کوهنوردی را توجیه کنیم و دانشجویان را تا حدودی با اصول کوهپیمایی آشنا کنیم. طبق معمول ساعت حرکت 6:15 صبح از محل درب ولنجک خوابگاه کوی خواهران بود. وسایل پیش بینی شده یکدستگاه اتوبوس و یکدستگاه مینی بوس بود که متاسفانه مینی بوس بدقولی کرد وتا ساعت 7 منتظرمان گذاشت و در آخر هم نیامد و مجبور شدیم یکدستگاه مینی بوس از بیرون کرایه کنیم. ساعت 7:30 از میدان دانشگاه راه افتادیم به سمت کرج و سپس جاده چالوس، جاده چالوس را طی کردیم تا 15 کیلومتری گچسر بود که در سمت راست جاده تابلوی شهرستانک دیده شد. مسیر را تغییر داده و حدود ساعت 9:30 بود که در ابتدای جاده خاکی بالای روستا از ماشینها پیاده شدیم. مسیرمان را به سمت عمارت ناصری ادامه دادیم تا اینکه پس از یک ساعت پیاده روی به محل مورد نظر رسیدیم و برای صرف صبحانه توقف نمودیم. ساعت 11:30 به قصد اینکه چرخی در تپه های اطراف زده باشیم به راه افتادیم و 2 ساعتی پیاده روی نمودیم و چون مسافت طولانی تا تهران داشتیم و همچنین ترافیک جاده چالوس مسیر برگشت را در پیش گرفتیم. ساعت 17 عصر بود که سوار ماشینها شدیم و به سمت تهران حرکت نمودیم و ساعت 19 جلو درب خوابگاه پیاده شدیم.

مدیریت تربیت بدنی                       انجمن کوهنوردی دانشگاه



 
 
← صفحه بعد